ساختار جمله در زبان انگلیسی

فاعل + گزاره Subject + predicate

فاعل شخص یا چیزی است که جمله در مورد آن است. گزاره، فاعل را توصیف می کند و مشخص می کند که فاعل کیست و در حال انجام چه کاری است. به این ترکیب جمله واره (clause) می گویند که بخش اصلی جمله انگلیسی را تشکیل می دهد.

 انواع جمله واره:

مستقل (independent): مفهوم و معنای آن کامل است. Emily walked on the grass.
وابسته (dependent): معنای آن کامل نیست و نیاز به عبارت دیگری است. Although it was wet.

جمله واره ها را می توان به روشهای مختلف به هم متصل کرد که در ادامه به مهمترین آنها پرداخته خواهد شد.

Screenshot 3

7 روش ساده برای ساختن جمله در زبان انگلیسی:

v     همیشه یک عبارت مستقل در جمله داشته باشید.

v     دو عبارت مستقل را با (;) و یا (,) و یک حرف ربط بهم وصل کنید.

v     هرگز دو یا چند عبارت مستقل را بدون نقطه گذاری بهم وصل نکنید.

v     هرگز عبارات مستقل را فقط با یک کاما از هم جدا نکنید.

v     هرگز قیود ربط را بجای و مانند حروف ربط استفاده نکنید.

v     همیشه اگر قبل از قیود ربط (;)  وجود دارد، بعد آن نیز میبایست کاما استفاده شود.

v     اگرعبارات  وابسته در ابتدای جمله بیایند، می بایست از کاما استفاده شود.

سوالات غیر مستقیم در زبان انگلیسی

سوالات غیر مستقیم

در ابتدا به سه سوال زیر توجه کنید:

  • Where’s the bus station?
  • Do you know where the bus station is?
  • Can you tell me if the bus station is near here?

مثال اول نمونه ای از سوال مستقیم است و دو سوال آخر غیر مستقیم. سوالات غیر مستقیم به ما کمک می کنند تا مودب تر بنظر برسیم و سوال را به یک عبارت تبدیل کرده تا آن را تلطیف تر کنیم. به تفاوت ساختاری سوالات مستقیم و غیرمستقیم در قسمت زیر توجه کنید:

مکالمه

بر اساس قانون بالا، سوالات غیر مستقیم به دو دسته تقسیم می شوند، سوالات غیر مستقیم با کلمه پرسشی و سوالات غیر مستقیم با فعل کمکی. در واقع ساختار قبلی عبارت بالا در ابتدا به شکل زیر بوده:

مکالمه انگلیسی 2

 

بنابراین، سوالات مستقیم با کلمات پرسشی می توانند یکی از حالت های زیر را داشته باشند:

مکالمه محض

همچنین، سوالات غیر مستقیم با افعال کمکی می توانند با انواع زمانها از قبیل موارد زیر ساخته شوند:

مکالمه محض انگلیسی

سوالات غیرمستقیم در واقع همان عبارات اسمی (noun clause) هستند که در غالب سوال می باشند. برای اطمینان از صحیح بودن ساختار آنها، می توانید کل عبارت را با یک ضمیر جایگزین کنید. اگر از نظر معنایی درست بود، جمله شما از نظر ساختاری صحیح می باشد.

مکالمه زبان انگلیسی

تغییرات:

برای ساختن این نوع از سوالات می بایست تغییراتی را بر روی جمله سوالی اعمال کنیم.

v    کلمه پرسشی را حذف کنید.

v    جمله را از حالت سوالی درآورید، یعنی افعال کمکی do, does, did را از سوال غیر مستقیم حذف کنید و یا اگر جای فعل و فاعل عوض شده، آن را به شکل جمله خبری درآورید.

v    در صورت نیاز برای مطابقت فعل با فاعل، اگر سوم شخص مفرد غایب است به فعل اصلی (S) اضافه کنید.

v    اگر زمان سوال غیر مستقیم گذشته ساده است، بعد از حذف (did) فعل اصلی را به گذشته تبدیل کنید.

v    اگر سوال غیر مستقیم با افعال کمکی ساخته شده، کلمه if را به ابتدای آن اضافه کنید.

v    اگر سوال غیر مستقیم با کلمات پرسشی ساخته شده، کلمه پرسشی را به ابتدای آن اضافه کنید.

منبع : عصر کلام زنگنه Ztc

زمان ها در زبان انگلیسی

برخی از زبان آموزان می خواهند بدانند که اهمیت گرامر در زبان انگلیسی چیست؟ و اساسا گرامر آری یا خیر؟ در پاسخ به این سوال که آیا باید گرامر بخوانیم یا نه باید گفت نمی توان نقش گرامر را به عنوان سنگ زیر بنای یک  زبان نادیده گرفت. لیکن همان طور که در دوره 7 روزه رایگان توضیح داده ام ابتدا باید مشخص کنید هدف شما از یادگیری انگلیسی چه نوع انگلیسی هست؛ انگلیسی واقعی یا انگلیسی رسمی؟
اگر هدف شما سفر کردن و صحبت کردن با افراد بومی زبان است در این صورت باید انگلیسی واقعی را یاد بگیرید. یعنی تمرکز اصلی خودتان را بر توانایی درک مطالبی که می شنوید و صحبت کردن بدون تلاش و بدون فکر کردن بگذارید. پیشنهاد می کنم
اما اگر هدف شما صرفا شرکت در یک آزمون خاص است، در این صورت باید انگلیسی کتابی را یاد بگیرید. یعنی نکات گرامری خاص تا بتوانید در بخش سوالات مربوط به گرامر نمره قابل قبولی کسب کنید.
 پس اگر هدف شما یادگیری انگلیسی کتابی است و می خواهید با زمانها در زبان انگلیسی بیشتر آشنا شوید، به خواندن این مقاله ادامه دهید.
زمان ها در زبان انگلیسی به 4 گروه کلی تقسیم می شوند:
  1. حال
  2. گذشته
  3. آینده
  4. آینده در گذشته
هر کدام از این زمانها دارای 4 حالت می باشد. بنابراین در زبان انگلیسی 16 زمان وجود دارد.
1. مهمترین کاربردهای زمان حال ساده: 
بیان فعالیتهای  تکراری و عادی
We usually go fishing at weekends.
ما معمولاً آخر هفته ها به ماهیگیری میرویم.
بیان واقعیتهای علمی
An ostrich has two legs.
شتر مرغ دو پا دارد.
بیان کارهایی که در آینده نزدیک حتما اتفاق می افتد.
My cousin leaves Shiraz for the U.S.A tomorrow.
پسرخاله ام فردا شیراز را به مقصد آمریکا ترک خواهد کرد.
در گزارشات ورزشی یا روایت کردن داستان
In the story, the father kills his son by mistake.
در این داستان، پدر به اشتباه پسر خویش را می کشد.
Ali Daee passes the ball to Ronaldo.
علی دایی توپ را به رونالدو پاس می ده.
در عناوین روزنامه ها
President Rouhani Returns From His Trip to China.
رئیس جمهور روحاتی فردا از سفر خود به چین باز می گردد.
2. مهمترین کاربردهای زمان حال استمراری 
بیان کارهایی که در لحظه صحبت کردن در حال انجام شدن هستند.
I’m watching a film on TV now.
الان در حال تماشای فیلمی در تلویزیون هستم.
بیان کارهایی که در آینده نزدیک انجام می شوند.
We are visiting the museum tomorrow.
ما فردا به دیدن موزه می ریم.
برای بیان جملات حال با افعال غیر حرکتی ارادی
Be quite please; I’m thinking.
لطفا ساکت باشید، دارم فکر می کنم.
با افعال هشدار دهنده
Be careful! The car is coming.
مراقب باش! ماشین داره میاد.
3. مهمترین کاربردهای زمان حال کامل (ماضی نقلی) 
بیان کاری که در گذشته رخ داده اما اثر آن به صورت فیزیکی یا ذهنی موجود است.
I have seen that movie.
من آن فیلم را دیده ام.
در بندهای وصفی پس از صفات عالی به شرطی که زمان حال باشد.
This is the best meal I have ever eaten.
این بهترین غذایی است که تا به حال خورده ام.
بیان کاری که در گذشته آغاز شده و تا زمان حال ادامه داشته است. در این مورد معولا یکی از حروف اضافه since, for به کار می رود.
I have studied for IELTS with Dr Zaban since last month.
از ماه پیش برای آزمون آیلتس با مجموعه دکتر زبان خوانده ام.
She has lived in London for 5 years.
او به مدت 5 سال در لندن زندگی کرده است.
4. مهمترین کاربردهای حال کامل استمراری 
بیان کاری که در گذشته شروع شده تا زمان حال ادامه یافته و پس از این ممکن است در آینده نیز ادامه یابد.
Mom has been cleaning the kitchen since this morning.
مامان از امروز صبح مشغول تمیزکاری آشپزخانه بوده است.
بیان کاری که طی دوره ای به طور مکرر انجام شده است.
Every morning they meet in the same café. The have been going there for years.
اون ها هر روز صبح همدیگر را در همان کافه می بینند. اون ها سال هاست که به اونجا می روند.
6. مهمترین کاربردهای گذشته ساده 
بیان کاری که در گذشته مشخص انجام و اتمام یافته است.
We watched the football game last night.
ما دیشب مسابقه فوتبال را دیدیم.
بیان کاری که در گذشته به صورت عادت انجام گرفته است.
He got up at 5 every morning.
او هر روز صبح ساعت 5 از خواب بیدار می شود.
در جملات شرطی نوع دوم
If I were you, I would be more careful.
اگه جای تو بودم بیشتر احتیاط می کردم.
برای بیان جملات آرزو مرتبط با زمان حال
I wish he called me now.
ایکاش اون الان بهم زنگ می زد.
6. مهمترین کاربردهای زمان گذشته استمراری 
بیان کاری که در زمان مشخصی در گذشته ادامه داشته است.
They were swimming at 7 o’clock yesterday.
اونها دیروز ساعت 7 در حال شنا کردن بودن.
بیان کاری که در گذشته ادامه داشته و کار دیگری با آن تلاقی پیدا کرده است.
 I was jogging in the park when it started to rain.
داشتم در پارک می دویدم که باران شروع به باریدن کرد.
بیان کارهایی که همزمان با هم در گذشته ادامه داشته اند.
My brother was reading book while my sister was cooking pizza.
برادرم در حال خواندن کتاب بود در حالی که خواهرم مشغول درست کردن پیتزا بود.
7. مهمترین کاربردهای زمان گذشته کامل (ماضی بعید) 
بیان کاری که در گذشته قبل از یک عمل یا یک زمان انجام شده است.
When he came into the class, the teacher had started the lesson.
وقتی وارد کلاس شد، معلم درس را شروع کرده بود.
در جملات شرطی نوع سوم
If I had known her phone number I would have called her.
اگر شماره او را می دانستم به اون تلفن کرده وبدم.
در جملات آرزو مرتبط با زمان گذشته
I wish he had found my wallet yesterday.
ایکاش او دیروز کیف پولم را پیدا کرده بود.
8. مهمترین کاربردهای زمان گذشته کامل استمراری 
بیان کاری که قبل از عمل یا زمانی در گذشته برای مدتی ادامه داشته است.
They had been living in Florida before 1978.
آن ها قبل از سال 1978 در فلوریدا زندگی می کردند.
بیان کاری که در گذشته مدتی ادامه داشته اما عمل دیگری آن را قطع کرده است.
Everybody had just been talking about her when she suddenly appeared.
همه داشتن در باره او صحبت می کردند که یهو ظاهر شد.
9. مهمترین کاربردهای زمان آینده ساده 
بیان کاری که در زمان مشخصی انجام خواهد شد.
They will hold the meeting at 7 tomorrow.
آن ها فردا ساعت 7 جلسه را برگزار خواهند کرد.
در جملات شرطی نوع اول
If I am late again, dad will be very angry.
اگر باز هم دیر بیایم، پدر خیلی عصبانی خواهد شد.
تصمیم گیری در مورد انجام کاری در لحظه ی صحبت کردن.
Oh, wait a minute. I will go and shut the door.
اوه، یک لحظه صبر کن. می رم درب رو می بندم.
برای بیان تعارف یا پیشنهاد. در این حالت از shall I / we به صورت جمله سوالی استفاده می کنیم.
Shall I help you with that?
می تونم در آن کار بهتون کمک کنم؟ (تعارف)
10. مهمترین کاربردهای زمان آینده استمراری 
بیان کاری که در زمان یا دوره معینی از آینده در حال انجام باشد.
Don’t telephone after 9 – she will be having a dinner party.
بعد از ساعت 9 زنگ نزن – او مشغول ترتیب دادن ضیافت شام خواهد بود.
پرسش مودبانه در مورد برنامه های افراد
Will you be using the car tomorrow?
آیا فردا از ماشین استفاده خواهی کرد؟
11. مهمترین کاربردهای زمان آینده کامل 
برای بیان حدس و گمان مربوط به گذشته
You will have seen from my post card that I was in Parris last week.
احتمالا از کارت پستالم متوجه شده ای که من هفته پیش در پاریس بوده ام.
بیان کاری که در گذشته شروع شده و پس از مدتی در آینده به اتمام خواهد رسید.
By the end of this summer, he will have been away from home for 10 years.
تا پایان تابستان امسال او 10 سال می شود که دور از خانه بوده است.
12. مهمترین کاربردهای زمان آینده کامل استمراری 
بیان تکمیل یک کار ادامه دار پیش از زمان یا کار دیگری در آینده
I will have been cleaning my room for 5 hours when you return.
وقتی شما برگردید 5 ساعت می شود که مشغول تمییز کردن اتاقم بوده ام.
بیان کاری که تا زمان مشخصی در آینده ادامه خواهد داشت.
I’ll be dirty because I’ll have been paying football.
من کثیف خواهم شد چون مشغول بازی فوتبال خواهم بود.
13. مهمترین کاربردهای زمان آینده در گذشته ساده 
بیان کاری که در گذشته یک فعل آینده محسوب می شود.
In 1969, I arrived in the city where I should spend 10 happy years.
در سال 1969 وارد شهری شدم که قرار بود 10 را به خوشی در آنجا سپری کنم.
بیان جملات شرطی نوع دوم
If Shadi knew you live here, she would come to see you.
اگر شادی می دانست که اینجا زندگی می کنید به دیدنتان می آمد.
14. مهمترین کاربردهای زمان آینده در گذشته استمراری 
مانند آینده در گذشته ساده است، با این تفاوت که بر استمرار عمل تاکید می کند.
If I were you, I should be studying at a university.
اگر جای تو بودم، در یک دانشگاه شروع به درس خواندن می کردم.
15. مهمترین کاربردهای زمان آینده در گذشته کامل 
بیان کاری که قبل از لحظه معینی که نسبت به زمان گذشته آینده محسوب می شود تمام و کامل شده باشد.
She felt that she would have prepared the report by 9 the following night.
او گمان می کرد تا ساعت 9 شب بعد گزارش را تهیه کرده است.
در جملات شرطی نوع سوم
If we had studied well, we would have passed the test.
اگر خوب درس خوانده بودیم در امتحان قبول شده بودیم.
16. مهمترین کاربردهای زمان آینده در گذشته کامل استمراری 
مانند آینده در گذشته کامل است با این تفاوت که استمرار عمل مورد تاکید قرار می گیرد.
What would you have been buying yesterday if you had had enough money?
اگر دیروز پول کافی می داشتی در حال خریدن چه چیزی می بودی؟

 

منبع : دکتر زبان

چگونه دستور زبان خود را بهتر کنیم؟

اگر زبان انگلیسی به مشابه خانه ای باشد و کلمات آجرهای این خانه، پس، بی شک دستور زبان نقش سازه و سیمانی را ایفا می کند که آجرها را کنار هم نگه می دارد و به کل خانه شکل می دهد.
چنانچه تصور می کنید که باید دانش خود از دستور زبان را بهبود بخشید، نکات زیر ممکن است کمک قابل ملاحظه ای به شما کند:
  1. برای تقویت دستور زبان خود لازم است که کتاب های درسی دستور زبان را مطالعه کنید. این یکی از بهترین راه ها برای آشنا شدن با نکات گرامری به شیوه ای علمی است. کتاب های معتبر بی شماری در حوزه دستور زبان انگلیسی موجود می باشند مانند خلاصه دستور زبان انگلیسی 1  ، مقصود خود را منتقل کنید2 ، کاربرد عملی زبان انگلیسی 3 ، درک و استفاده دستور زبان انگلیسی4 ، دستور زبان ضروری کاربردی5 ، اشتباهات رایج در زبان انگلیسی6 و غیره .
  2. بر خلاف واژگان، نکات دستور زبانی  محدود می باشند. بنابراین، چنانچه هر روز تعداد کمی از این نکات را فرا بگیرید قادر خواهید بود دانش خود از دستور زبان را تا حد قابل ملاحظه ای ( اگر نگوییم تا حد کامل) در زمانی اندک افزایش دهید.
  3. همچنین باید با دیدگاه منتقدانه تر و به صورت فشرده تری بخوانید. به عبارت دقیق تر، در زمان خواندن، آماده باشید تا برخی از کلمات خاص ، عبارات و نکات دستور زبانی را پر رنگ کرده یا زیر آنها خط بکشید تا سطح آگاهی خود را افزایش دهید.
  4. نوشتن خاطرات شخصی نیز می تواند  به شما را در تقویت تسلط خود از دستور زبان کمک شایان توجهی کند. در این روش، سعی کنید از نکات دستور زبانی که به تازگی آموخته اید در نوشتار خود بهره جویید.
  5. تکنیک مفید دیگر برای تقویت دستور زبان انگلیسی شما، تکنیک تاویل می باشد. وقتی متنی را تاویل می کنید در واقع سعی می کنید که آن  متن را با حفظ معنی به صورتی متفاوت بازنویسی کنید.
  6. اگر شما یک دانش آموز متوسط یا بالاتر هستید، ممکن است بخواهید تجربه تدریس دستور زبان انگلیسی را به دانش آموزان مبتدی  را کسب کنید.  به خاطر داشته باشید شما می توانید با آموزش دستور زبان انگلیسی، یادگیری خود را به بالاترین حد ممکن برسانید.
  7. چنانچه چند دوست زبان آموز داشته باشید ، می توانید مقالاتی در مورد موضوعات از پیش تعیین شده با تعداد کلمات محدود بنویسید. متعاقبا، شما می توانید مقالات خود را با یکدیگر مبادله کنید و همچنین مقالات دوستانتان را خوانده و ارزیابی کنید. با این کار نه تنها قادر خواهید بود مقالات دوستان خود را ارزیابی کنید، بلکه مقالات شما نیز توسط دوستانتان ارزیابی خواهد شد. این تکنیک “ارزیابی همتایان” نام دارد.
  8. به یاد داشته باشید دستور زبان مبتنی بر قواعد است. بنابراین، به نحوی، طبیعتی همچون ریاضیات دارد. در نتیجه، زمان زیادی بر روی دستور زبان بی آنکه به خود استراحت دهید سپری نکنید چرا که خسته خواهید شد.
  9. راهکار مناسب دیگر، داشتن دفترچه ای  مخصوص دستور زبان است. می توانید تاریخچه ای از نکات دستوری که هر روز آموخته اید را ثبت کرده و همزمان بر روی نوشتار خود تمرین کنید.

 

منبع : لنگوئج تایز

کاربرد و تفاوت too, also , as well با یکدیگر

تفاوت قیدهای also، too و as well یکی از مهم‌ترین مواردی است که در یادگیری زبان انگلیسی همواره موجب ایجاد شبهه و استفاده‌ی نادرست از آن‌ها می‌شود.

در این پست قصد داریم به تفکیک و با ذکر مثال کاربرد صحیح این سه قید را برای شما عزیزان شرح دهیم.

Also

قید also در نوشتار زیاد استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مکالمه یا گفتار (speaking)خیلی رایج نیست. در موقعیت‌های مختلف، also در جاهای مختلفی از جمله قرار می‌گیرد.

Also در اول جمله:

قید also زمانی در ابتدای جمله قرار می‌گیرد که قصد تاکید بر آن جمله یا اضافه کردن مبحث یا مورد جدیدی را داریم:

مثال ۱:

It’s very humid. Also, you can easily get sunburnt.

هوا حسابی شرجیه. در ضمن، پوستت خیلی راحت زیر این آفتاب می‌سوزه.

مثال ۲:

[on the telephone]

OK, I’ll phone you next week and we can discuss it then. Also, we need to decide who will be going to Singapore.

(پشت تلفن:) باشه، هفته‌ی بعد بهت زنگ می‌زنم و اونوقت می‌تونیم در این مورد صحبت کنیم. در ضمن، باید در مورد اینکه چه کسی به سنگاپور بره هم تصمیم بگیریم.

Also در وسط جمله:

به طور معمول قید also را همانند دیگر قیود در همان جایگاه میانی جمله، یعنی بین فاعل و فعل اصلی، و یا بعد از مدال (modal) یا اولین فعل کمکی (auxiliary)، یا بعد از فعل اصلی. در چنین مواقعی معنی also همیشه به جمله یا جمله‌واره‌ی قبلی مربوط می‌شود.

مثال ۳:

She works very hard but she also goes to the gym every week.

او خیلی کار می‌کند ولی هر هفته به باشگاه هم می‌رود.

مثال ۴:

I’ve been working in the garden this week, and I’ve also been reading a lot.

این هفته مشغول رسیدگی به باغ بودم، ولی حسابی مطالعه هم کرده‌ام.

Also در انتهای جمله:

وقتی قید also در پایان جمله استفاده می‌شود، معمولاً دو جمله را به هم مرتبط می‌کند. در زبان گفتگو یا مکالمه (speaking) برای انتهای جمله به‌جای also از as well و too استفاده می‌کنیم.

مثال ۵:

She contacted him in the office but he didn’t answer the phone. His mobile phone was silent also. (or His mobile phone was silent too. or … was silent as well.)

با او در اداره تماس گرفت ولی تلفنش رو جواب نداد. تلفن همراهش سایلنت (در حالت بی‌صدا) هم بود. / علاوه‌براین، تلفن همراهش سایلنت هم بود.

As well

قید As well بیشتر در گفتار یا مکالمه (speaking) استفاده می‌شه تا نوشتار و در گفتار از also رایج‌تر هست.

جایگاه قید as well: انتهای جمله

مثال ۶:

(مکالمه‌ی بین گارسون و مشتری در رستوران)

A: I’ll have steak please.

B: Yes.

A: And I’ll have the mixed vegetables as well.

مشتری: یه استیک می‌خواستم.

گارسون: بله.

مشتری: و سبزیجات مخلوط هم می‌خوام.

Too

جایگاه قید too: در انتهای جمله

قید too را معمولاً در انتهای جمله به‌کار می‌بریم:

مثال ۷ و ۸:

Gill’s having chicken. I’ll probably have chicken too.

جیل مرغ می‌خوره. منم احتمالاً مرغ بخورم.

She looks really tired and she must be really hungry too.

خیلی خسته به نظر می‌رسه و باید حسابی گرسنه هم باشه.

جایگاه قید too: بعد از فاعل مورد نظر

اگر تاکید ما مستقیماً روی فاعل باشد، قید too بلافاصله بعد از فاعل مورد نظر استفاده می‌شود. و هیچ‌گاه بعد از افعال کمکی یا مدال (modal) از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم.

در ضمن، خیلی از اوقات در چنین جایگاهی، قبل و بعد از قید too از کاما استفاده می‌کنیم.

مثال ۹ و ۱۰:

I too thought she looked unwell.

من هم فکر می‌کردم مریض به نظر برسه.

We, too, have been very pleased to receive the prize on her behalf.

ما نیز از دریافت جایزه از جانب او بسیار خوشحال شدیم.

در پاسخ به عبارت‌های رایجی مثل آرزوهای خوب یا پاسخ‌هایی که تنها از یک ضمیر تشکیل شده‌اند (من هم، تو هم، من هم همینطور، …) عمدتاً از قید too استفاده می‌شود:

مثال ۱۱:

A: Enjoy the play.

B: Thanks. You enjoy your evening too.

    بازی خوش بگذره.

ممنون. تو هم عصر خوبی داشته باشی.

همانطور که دیدید قید too برای پاسخ به یک good wish یا آرزو یا خواسته‌ی خوب، نسبت به as well و یا also ارجحیت دارد.

مثال ۱۲:

A: I need to go to the gym.

B: Yeah, me too.

    من باید برم باشگاه.

آره، منم همینطور.

در این عبارت که فقط ضمیر me در آن وجود دارد، قید too را بر as well یا also ترجیح می‌دهیم.

💡 نکته:

در جملات امری قیود as well و too بیشتر از also استفاده می‌شوند:

مثال ۱۲:

Give me a book of English Grammar in Use and an Oxford Advanced Dictionary as well.

یک کتاب «گرامر این یوس» بهم بده و همچنین یک دیکشنری ادونس آکسفورد.

💡 نکته:

برای ارتباط دادن دو مضمون منفی، به جای also، too و یا as well از either استفاده می‌کنیم:

مثال ۱۳:

Bill’s not here. I don’t think Dave is either, is he?

” بیل” اینجا نیست. فکر نکنم “دیو” هم اینجا باشه، درسته؟

(بیل نیست، دیو هم نیست.)

مثال ۱۴:

A: That’s not in paperback yet. It’s not been in any book shops either, has it?

B: No.

هنوز نسخه‌ی چاپیش نیومده. توی هیچ کتاب‌فروشی هم نیست، هست؟

نه.

💡 نکته:

اشتباهی رایج

قید as well را نباید ابتدای جمله به کار ببریم. As well همیشه انتهای جمله می‌آید.

مثال ۱۵:

I just ignored it. I think everybody else did as well.

بهش اعتنایی نکردم. فکر می‌کنم بقیه هم همین کار رو کردند.

چند نکته برای یادگیری گرامر زبان انگلیسی

برای یادگیری زبان انگلیسی دانستن گرامر یکی ازنکات کلیدی و مهم است. دراینجا اشاره ای به نکاتی که برای یادگیری این مهارت شما را یاری میکنند داریم.

 

بخشهای مختلف زبان انگلیسی را بشناسید.

این ها همان انواع کلماتی هستند که زبان های خارجی را می سازند و تقریبا در همه زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، عربی، ترکی و … مشترک هستند. منظورمان، اسم، فعل، قید، صفت، حروف اضافه، ضمیرها، پیشوندها و پسوندها هستند.

اسم ها: کلماتی هستند که یک عملی را در جمله انجام می دهند. مثل یک شخص، مکان، حیوان، چیز، مفهوم و… (که در هر زبانی ممکن است متفاوت باشند)

فعل ها: یک حالتی را توصیف می کنند، یعنی نشان می دهند که یک اسم در حال انجام چه کاری است. مثل دویدن، آواز خواندن و…

قیدها: کلماتی که برای بهتر توصیف کردن به کار می روند، مثل خیلی خوب، به آرامی، به سرعت و… (اختیاری هستند)

صفت: برای بیان ویژگی های یک اسم بکار می روند، مثل قرمز، بزرگ، کوچک و…

ضمایر: که برای اشاره کردن مورد استفاده قرار می گیرند، من، تو، او، ما، شما، ایشان…

حروف تعریف: برای مشخص کردن یک اسم بکار می روند.

 

چیدمان کلمات درجملات انگلیسی را بشناسید.

برای روان صحبت کردن، باید نظم صحیح کلمات در بدن شما جا بیفتد. مثلا می دانیم که در زبان انگلیسی نظم کلمات به این شکل است: فاعل، فعل، مفعول .

مثال:

علی دیروز به من زنگ زد.

Ali called me yesterday

صرف درست افعال را یادبگیرید.

زمانهای اصلی زبان انگلیسی را فرابگیرید تا بدانید کجا و چگونه ازیک فعل استفاده کنید. زمانهای اصلی زبان انگلیسی به دوازده قسمت میتوانند تقسیم شوند.

 

با علامت گذاریها آشنا شوید.

منظور از علامت گذاری (punctuation) این است که بدانید کجا از کاما استفاده کنید، کجا از علامت تعجب، کجا از علامت سوال، نقطه و …

کاما: کلمات و مفاهیم جداگانه و غیر وابسته را از هم جدا می کند.

نقطه: انتهای جمله را نشان می دهد.

کالون: برای نشان دادن این که قرار است یک لیست را توضیح دهیم می آید.

پرانتزها: برای توضیحات اضافی یک کلمه یا جمله می آیند.

 

کاربرد فعل مهم Need در زبان انگلیسی

کاربرد فعل مهم Need در زبان انگلیسی

فعل Need یک فعل Semi – Modal می باشد. به این معنا که در برخی شرایط به عنوان فعل کمکی Modal verb و در برخی شرایط به عنوان فعل اصلی Main verb مورد استفاده قرار می گیرد. Need به معنای لازم بودن یا احتیاج داشتن است. نکته مهم در اینجاست که، زمانی که فرم منفی Must مورد نظر ما باشد و در جمله عدم ضرورت انجام امری مورد نظر باشد، از فرم منفی Need استفاده می شود. برای مثال:
You must speak fast.
شما باید تند صحبت کنید.
You needn’t speak fast. It is not necessary for you to speak fast.
لزومی ندارد که تند صحبت کنید.
همانطور که اشاره کردیم فعل Need به دو شکل استفاده می شود:
زمانی که Need به عنوان فعل کمکی به کار می رود.
– فعلی که بعد از آن به کار رود to نمی گیرد.
– برای سوالی کردن مانند can جای آنرا با فاعل عوض می کنیم.
– برای منفی کردن فقط کلمه not را بعد از آن به کار می بریم. برای مثال:
You need go.
لازم است بروید.(مثبت)
You needn’t go.
لازم نیست بروید.(منفی)
زمانی که Need به عنوان فعل اصلی به کار می رود.
Need در اینجا به معنای احتیاج داشتن و نیاز داشتن به کار میرود. تمامی خصوصیات فعل اصلی را دارد به این صورت که اگر بعد از آن فعلی به کار رود، آن فعل حتماً با to همراه می شود و در حالت سوم شخص مفرد نیز فعل s می گیرد. برای مثال:
She doesn’t need to speak with him.
او نیاز ندارد که باهاش حرف بزند.
Sara needs a new car.
سارا یک ماشین جدید نیاز دارد.

فعل مهم و پرکاربرد Arrive در گرامر زبان انگلیسی

یکی از فعل های پر کاربرد زبان انگلیسی فعل Arrive می باشد که اکثراً همراه با دو حرف اضافه In و At همراه می شود. زمانی که فعل Arrive با حرف اضافه At بیاید، به معنای اشاره به رسیدن به یک ساختمان یا یک محل ثابت می باشد. برای مثال:
They arrived at the station quite late.
آنها خیلی دیر به ایستگاه رسیدند.
زمانی که بعد از فعل Arrive از حرف اضافه In استفاده کنیم، اشاره به رسیدن به کشور،شهر یا یک محل عمومی دارد. برای مثال:
When we arrived in Paris, it was wonderful.
زمانی که به پاریس رسیدیم، خیلی شگفت انگیز بود.
فعل Arrive به معنای رسیدن می باشد، اما مثلاً زمانی که بخواهیم بگوییم، من به خانه رسیدم:
When I arrive home.
می بینیم که نیازی به حرف اضافه ندارد.
نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که آیا از حرف اضافه To بعد از Arrive استفاده می شود؟
پاسخ این سوال هم بله و هم خیر است. بدین صورت که اگر بعد از حرف اضافه to یک مکان بکار برده شود اشتباه و اگر بعد از  حرف اضافه to یک فعل استفاده شود، درست است. برای مثال:
I arrived to Tehran. (wrong)
من به تهران رسیدم.
I arrived to kill the enemy. (True)
من رسیدم به کشتن دشمنان.
جمله I arrived to Turkey (من به ترکیه رسیدم) اشتباه و شکل درست آن I arrived in Turkey می باشد.
در نتیجه زمانی که بخواهیم از فعل Arrive با معنای رسیدن به مکانی استفاده کنیم، از دو حرف اضافه In و At برای این توصیف استفاده می کنیم. حرف اضافه At برای ساختمان ها و لوکیشن های ثابت یا مکان های ثابت مورد استفاده قرار می گیرد. حرف اضافه In برای شهر ها ، کشورها و مکانهای عمومی مورد استفاده قرار می گیرد.
چگونه از ساختار منفی در جملات استفاده کنیم؟

چگونه از ساختار منفی در جملات استفاده کنیم؟

احتمالابه شما هم بارها گفته شده است که استفاده از چند کلمه منفی با یکدیگر اشتباه می باشد. در حالیکه معمولا  دلیل اشتباه بودن آن بیان نمی شود و حتی ما معمولا نمی دانیم که دقیقا استفاده از چند کلمه منفی با یکدیگر به چه معناست!  در این مقاله تعدادی نکته در این ارتباط بیان شده است که باید آن ها را بدانید:

1) در جملاتی که هم فاعل  داریم و هم مسند فقط از یک شکل منفی می توانیم استفاده کنیم:

.I will not check my car

.I cannot go anywhere tonight

.We are not watching TV

بعضی اوقات شکل منفی اسامی وجود دارد مانند “Nowhere” و “Nothing”. در این موارد نباید فعل جمله را منفی کنید.

.John’s traveling nowhere

.I have nothing but you

2)استفاده از دو فرم منفی در جمله حالت غیر استانداردی از جمله در زبان انگلیسی است. این گونه از جملات با منفی کردن فعل و یا اسم (صفت، قیدو…) و یا مفعول جمله یه دست می آید.

(I won’t get no cake. (Negative verb+ negative object

(She can’t go nowhere tonight. (Negative verb+ negative modifier

3)یادگیری قواعد استاندارد منفی کردن در زبان انگلیسی دشوار است زیرا در بسیاری از زبان ها و گویش های خاصی در زبان انگلیسی به طور مداوم از ساختارهای منفی دوتایی استفاده می کنند. این که بگوییم استفاده از چند ساختار منفی در جمله به طور همزمان امکان پذیر نیست، اشتباه است زیرا در بسیاری از گویش ها استفاده نکردن از این ساختار امکان پذیر نیست و شما مجبورید که از این ساختار استفاده کنید. مثلا :

در زبان اسپانیایی: There isn’t no problem

در زبان اوکراینی: I don’t want nothing to eat

این مسئله بسیار پیچیده است. استفاده از این گونه ساختارها فقط در زبان های غیر انگلیسی دیده نمی شود، بلکه در بسیاری از گوبش های انگلیسی نیز دیده می شود مانند: گویش های آفریقایی- انگلیسی/  گویش آمریکای جنوبی و گویش های بریتیش بعضی از مناطق.

پس اینکه بگوییم نمی شود از این ساختار استفاده کرد غلط است زیرا در حال حاضر از این ساختار در بسیاری از گویش های مناطق مختلف استفاده میشود. به نویسندگان توصیه می شود که استفاده از قواعد منفی کردن استاندارد را فرا گیرند مخصوصا نویسندگانی که به طور حرفه ای یه نوشتن مشغول هستند. استفاده از قاعده double negative در فضای غیر رسمی و دوستانه بسیار معمول می باشد.

بهترین راه یادگیری ساختارهای گرامری چیست؟

بهترین راه یادگیری ساختارهای گرامری چیست؟

افرادی که زبان جدیدی را یاد می­گیرند درباره یادگیری دستور زبان به دو دسته تقسیم می­شوند، یا علاقه­مند هستند و دوست دارند پیچ و مهره­های دستورزبان یک زبان جدید را کشف کنند و بشناسند، یا اینکه از دستورزبان متنفرند و آن را خسته­کننده می­دانند. شما متعلق به هر کدام از این دو دسته هم باشید باید بدانید که از دستور زبان نمی شود فرار کنید چون دستورزبان درواقع قوانینی هستند که مردم به هنگام استفاده از زبان به کار می­گیرند. حالا که باید دستور را یاد بگیریم سوال اینجاست که بهترین راه یادگیری دستور زبان چیست؟

روش های یادگیری دستور زبان

روش طبیعی (ناخودآگاه)

انگلیسی­ زبان­ها یک ضرب­المثل دارند که می­گوید: اگر می­خواهید قوانین یک بازی را یاد بگیرید، باید آن را بازی کنید. پس برای یادگرفتن دستور هم نباید از اشتباه کردن بترسید. ما در واقع دستورزبان مادری خود را این کونه یاد گرفتیم، یعنی گوش داده ایم و سعی کرده­ایم تکرار کنیم. بنابراین اگر در زمانی درست در محیط درستی باشیم می­توانیم به صورت طبیعی از قوانین زبان سر دربیاوریم.

البته چون دستورزبان انگلیسی تاحدی دو حالت رسمی (کتابی) و محاوره ای دارد با این روش بیشتر می­توانید حالت محاوره را یاد بگیرید.

روش آکادمیک

برخی­ها ترجیح می دهند به دستورزبان به چشم یک درس نگاه کنند که کتاب اصلی و کتاب کار داشته باشند و به صورت منظم و درس به درس پیش بروند. کتاب های دستورزبان فراوانی وجود دارد که معمولا حجیم و خسته کننده و خشم هستند. بهتر است سراغ این کتاب ها نروید .کتابی را انتخاب کنید سطح­بندی شده باشد، مثال­های زیاد، تمارین زیاد، جذاب و سرگرم کننده داشته باشد و دستور زبان را به روشی اصولی و فصل به فصل درس داده باشد.

روش کتاب مرجع

در این روش شما می توانید یک کتاب مرجع دستور زبان خریداری کنید. روزی ده تا پانزده دقیقه مطالعه داشته باشید. بعد مثال هایی از قوانین دستوری پیدا کنید و سعی کنید آنها را (مثلا به صورت فلش کارت) به خاطر بسپارید. بعد هم سعی کنید در مکالمه از این قوانین دستوری پیروی کنید.

روش خواندن کتاب

در این روش دستورزبان به صورت ماشینی و خشک درس داده نمی­شود و به هدف یادگیری دستورزبان مطالعه یک کتاب توصیه می­شود. برای آشنا شدن با دستور زبان یک زبان جدید بهتر است کتاب­های داستان سطح بسیار پایین بخوانید. در این روش باید سعی کنید جملات را (decode) یا رمزگشایی کنید. یکی از روش­ها ترجمه کردن جملات به زبان مادری است. هرچه بیشتر کتاب بخوانید ذهن شما داده­های بیشتری از دستور زبان دریافت می­کند و در بلند مدت شما فهمی از دستور زبان خواهید داشت.

روش خواندن آنلاین

وبسایت­ها و نرم افزارها و اپلیکیشن­هایی هستند که درس به درس دستور زبان را آموزش داده­اند. بعد از هر درس تمارین متنوعی دارند که با کمک آنها می­توانید دستور زبان را یاد بگیرید.

 روش تکرار (drill)

در این روش شما از یک عبارت خیلی ساده دستوری شروع می­کنید. مثلا “I am…”، بعد با کلمات مختلف سعی می­کنید با این عبارت جمله بسازید یا عبارت را کامل کنید. این روش، که امروزه قدیمی شده، در گذشته متود اصلی آموزش دستور زبان بود. زمان­های افعال و صرف فعل و حالت سوالی هنوز هم در برخی کتب دستورزبان به این روش آموزش داده می شوند.

روش ترجمه

در این روش سعی می­کنند جملات را تحلیل کرده و به زبان مادری ترجمه کنند و برای هر قانون دستوری معادلی دقیق یا نزدیک پیدا کنند. این روش امروزه نسبتا دیگر کاربردی ندارد و ترجمه کردن دیگر برای یادگیری دستور توصیه نمی­شود. زیرا امروزه زبان­شناسان معتقدند هیچ زبانی دقیقا مانند زبان دیگری نیست و نمی توان معادل دقیقی برای قوانین دستوری پیدا کرد.

بهترین روش یادگیری دستور زبان چیست؟

بهترین روش یادگیری دستورزبان در واقع ترکیبی از روش­های گفته شده است. در واقع یادگیری دستور زبان یک روش نیست بلکه یک فرایند یادگیری است. برای شروع کردن به یادگیری دستور زبان بهتر است این روند را دنبال کنید:

1-  دستور زبان را از سطح واژگان شروع کنید.

ابتدا در سطح واژه یاد بگیرید اسم، فعل، حرف اضافه، صفت، قید و … چی هستند و نقش­شان چیست. از هر کدام مثال­هایی بخوانید و سعی کنید چگونگی کاربردشان را در جمله یاد بگیرید.

2- هر نقش زبانی را جدا یاد بگیرید.

بعد از اینکه نقش های زبانی را یاد گرفتید، جدا جدا سراغشان بروید و در هر کدام عمیق شوید. مثلا ابتدا به سراغ بخش اسم­ها بروید و با انواع اسم­ها و کاربردهای دستوری­شان آشنا شوید. سپس ضمایر را مطالعه کنید، بعد صفات، قیدها و …

3-  دستور زبان را در سطح جمله یاد بگیرید.

– جملات ساده را یاد بگیرید.

وقتی با کلمات و نقش­هایی که می­گیرند آشنا شدید وقت آن می­رسد که به سراغ عبارت و ساختن جمله بروید. برای این کار هم همیشه از ساده­ترین ساختار شروع کنید. یعنی ابتدا عبارت­ها و سپس جملات ساده را یاد بگیرید. جایگاه بخش­های مختلف جمله مثل فاعل و فعل را یاد بگیرید و سعی کنید جمله بسازید.

– افعال پرکاربرد (مثلا be) را یاد بگیرید.

در زبان انگلیسی فعل be در جملات مختلفی نقش­های مختلف می­گیرد مثلا می تواند زمان جمله را استمراری کند، می تواند جمله را مجهول کند، می تواند گذشته کند و .. . با تمرکز کردن روی برخی از این افعال خاص می توانید بخش اعظمی از دستورزبان را یاد بگیرید.

-زمان­های مختلف را یاد بگیرید.

جنبه­های زمانی افعال بخش مهمی از دستورزبان هر زبانی را شامل می­شوند. شاید در نگاه اول کمی پیچیده به نظر برسند، چون زمان ها در هر زبانی کم و بیش کاربردهای متفاوت دارند، یا شاید زبانی یک زمان را داشته باشد که در زبان مادری شما آن زمان وجود نداشته باشد، اما با تمرین می­توانید تفاوت­ها را یاد بگیرید. مهارت استفاده کردن درست از زمان ها بدون شک 30% دانش دستورزبان شما را تشکیل می­دهد. پس سعی کنید با پرکاربردترین و ساده ترین زمان یعنی حال ساده شروع کنید و یکی یکی زمان ها را یاد بگیرید.

– جملات مرکب و پیچیده را یاد بگیرید.

بعد از یاد گرفتن جملات ساده نوبت ساختن جملات مرکب و پیچیده می­رسد. سعی کنید جملات ساده­ای را که یاد گرفته­اید مرکب کنید. مثلا دو جمله “the dog ran.” و “he ran fast” را که دو جمله ساده هستند به صورت مرکب بگویید “The dog ran and he was fast.”

– جملات شرطی را یاد بگیرید.

بعد از اینکه توانستید جملات مرکب و ساختارشان را فرا بگیرید وقت این می­رسد که جملات شرطی را یاد بگیرید. همانطور که گفته شد از ساده ترین نوع شروع کنید. یعنی ابتدا جمله شرطی نوع یک را با مثال­ها و تمرین زیاد یاد بگیرید و بعد از آن جملات شروطی نوع دو و سه. در این سطح از دستورزبان چون زمان­های افعال و کاربردها کمی با فارسی متفاوت می­شود بهتر است مثال­های فراوانی بخوانید و تمرین زیاد حل کنید.

– کار کردن با جمله­واره­ها را یاد بگیرید.

جمله­واره­ها ، برای مثال جمله­واره­ موصولی از بخش­های مهم دستور زبان هستند. با اصطلاح جمله­واره­های مستقل و غیرمستقل آشنا شوید. جمله­واره­ها در واقع مانند آجرهایی می­مانند که با کمک آنها می­توانید جملات پیچیده و مرکب بسازید. اگر جمله­واره­ها را یاد بگیرید مانند بنایی می شوید که می تواند خانه سازی کند.

وقتی به این سطح از یادگیری رسیدید باید خود را در بافت آن زبان قرار دهید و بافت جملات دستوری را برای خود بازسازی کنید. برای این کار می توانید کتاب بخوانید، فیلم ببینید، موسیقی گوش کنید و گوش و ذهن خود را با کاربردهای جملات دستوری در آن بافت آشنا کنید.

4-  نشانه گذاری فراموش نشود

نشانه گذاری (punctuation) یکی از جنبه­های پیشرفته دستورزبان است که برای نوشتن متن آکادمیک کاربرد دارد. در آخرین مراحل یادگیری دستورزبان باید با انواع علائم نشانه گذاری و کاربردهایشان آشنا شوید تا بتوانید نوشته ای صحیح تولید کنید.

نباید این فکر را بکنید که با یادگیری این مراحل کار شما تمام شده است. این طور نیست! در واقع بعد از یادگیری این سطوح شما بیشتر و بیشتر با دستورزبان آشنا می شوید و جنبه های تازه ای از آن برای شما آشکار می شود. در این هنگام می توانید قوانین دستوری را با هم مقایسه کنید. کتاب بخوانید و متن بنویسید.