موسیقی و تأثیر آن بر یادگیری زبان انگلیسی

همانطور که می دانید موسیقی غذای روح است. ماهیت وجودی انسان روحش است. برای اینکه همیشه شاد باشیم و بخندیم و انرژی مثبت داشته باشیم باید مراقب انرژی درونی خود باشیم. یکی از راههایی که باعث تقویت ذهن و روح می شود گوش دادن به موسیقی است. البته برای این منظور هر نوع موسیقی ای توصیه نمیشود. موسیقی بی کلام معمولاً تأثیر بیشتری بر روی افراد دارد. در تحقیقاتی که دانشمندان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که موسیقی میتواند ضریب هوشی افراد را تا 7 درجه بیشتر کند. همین طور افرادی که می توانند یک ساز بنوازند باهوش ترند و از زندگی اجتماعی بهتری برخوردارند و در تحصیلات خود نیز موفق ترند.

محققان اعلام کردند که مغز موسیقیدانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد.

موسیقی باعث می شود که قسمتهایی که در مغز مسئول پردازش و نواختن آهنگ خاص هستند تقویت شده، این بخش ها همچنین توانایی های حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره سازی اطلاعات را نیز کنترل می کنند، زمانی که فرد شروع به آموختن یک ساز می کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد میکنند و عملکرد  دوران آموزش را  روز به روز بهبود می بخشند.

موسیقی روی هر بخش مغز انسان تأثیر می گذارد، و هر دو بخش مغز فرد را به طور همزمان رشد می دهد.

موسیقی انقدر تأثیر گذار است که می تواند هم بر شخص شنونده و هم بر شخص نوازنده تأثیر بگذارد. هم باعث بهبود وضع جسمی و روحی فرد شود و هم باعث تحریک واکنش های عاطفی و ذهنی در فرد شود.

موسیقی باعث میشود که کلمات برای مدت طولانی تری در ذهن باقی بمانند. یادگرفتن موسیقی همراه است با حفظ کردن نت ها و زمانبندی مناسب. بنابراین باعث می شود که کلمات را مدت طولانی تری در ذهن خود نگه دارید.

تأثیر شگرفی که موسیقی بر روی مغز می گذارد باعث می شود که انعطاف پذیری مغز بالاتر رود و قدرت پردازش و یادگیری مغز افزایش پیدا کند. بنابراین گوش دادن به موسیقی یا نواختن یک قطعه موسیقی می تواند تأثیر بسیار شگرفی بر روی یادگیری یک زبان خارجی داشته باشد.

به همین منظور در یادگیری زبان انگلیسی نیز، گوش دادن به موسیقی بسیار توصیه می شود. موسیقی هم باعث آرامش و تغذیه روح می شود و هم بخش شنیداری ذهن را تقویت میکند و در نهایت قوه تخیل را فعال می کند.

شاید در ابتدا با گوش دادن به موسیقی به زبان انگلیسی حتی یک کلمه هم متوجه نشوید، اما از ادامه مسیر دلسرد نشوید. به مسیرتان ادامه دهید. کم کم گوش شما با این مسئله عادت میکند. کلمات را ازیکدیگر تمیز می دهد و لغات بیشتری را حفظ می کند.

برای شروع موسیقی های ملایم و با ریتم آرام را پیشنهاد میکنم، چون باعث میشود که با فهمیدن بخشی از کلمات آهنگ باعث ایجاد حس اعتماد به نفس در شما می شود. این حس شما را ترغیب میکند که بیشتر و بیشتر گوش دهید و بیشتر از قبل بر روی کلماتی که توسط خواننده ادا می شود تمرکز کنید.

برای اینکه بتوانید بیشتر با آهنگ ها ارتباط بر قرار کنید، می توانید متن شعر را از اینترنت جستجو کنید و حتی ترجمه آنرا نیز بدست آورید و با تکرار و تمرین آهنگ خواننده مورد علاقه خود را بخوانید.

 

برای حسن ختام این مقاله متن شعر آهنگ زیبای Spanish Train ، از کریس دی برگ را به شما تقدیم میکنم.

There’s Spanish train runs between Quadalquivir and old Seville, and at dead of night the whistle blows, and people hear she’s running still…

And then they hush their children back to sleep, lock the doors, upstairs they creep, for it is said that the soul of the dead.

Fill that train ten thousand deep!!!

Well a railway man lay dying with his people by his side, His family was crying, knelt in prayer before he died.

But above his bed just a-waiting for the dead, was the Devil with a twinkle in his eye.

Well God’s not around and look what I’ve found, this one’s mine.

Just then the lord himself appeared in a blinding flash of light, and shouted at the devil, Get the hence to endless night!!

But the Devil just grinned and said I may have sinned, But there’s no need to push me around,

I got him first so you can do your worst,

He’s going underground!!!

But I think I’ll give you one more chance.

Said the Devil with a smile,

So throw away that stupid lance,

It’s really not your style.

Joker is the name, pucker is the game. We’ll play right here on this bed,

And then we’ll bet for the biggest stakes yet,

The souls of the dead…

And I said Look out, Lord; he’s going to win,

The sun is down and the night is riding in, that train is dead on time, many souls are on the line,

Oh Lord, he’s going to win…

Well the railway man he cut the cards

And he dealt them each of five

And for the lord he was praying hard. Or that train he’d have to drive…

Well the Devil he had three aces and king, and the Lord, he was running for a straight,

He had the queen and the knave and the nine and ten of spades.

All he needed was the eight…

And then the Lord he called for one more card, but he drew diamond eight.

And the Devil said to the son of God, I believe you’ve got it straight, So deal me one for the time has come, to see who ‘ll be the king of this place. But as he spoke, from beneath his cloak, he slipped another oce…

Ten thousand souls was the opening bid, and it soon went up to fifty-nine, but the Lord didn’t see what the Devil did,

I’ll raise you high to hundreds and five, and forever put an end to your sins. But the Devilled out a mighty shout, my hand wins!!

And I said” Lord, oh Lord, you let him win.

The sun is down and the night is riding in, That train is dead on time, many souls are on the line, oh Lord, don’t let him win…

Well that Spanish train still runs between, Quadalduivir and old Seville, and at dead of night the whistle blows, and people fear she’s running still…. And far away in some recess, the Lord and the Devil are now playing chess,

The Devil still cheats and wins more souls, and as for the Lord, well, he’s just doing his best…

And I said Lord, oh Lord, you’ve got to win, the sun is down and the night is riding in, that train is still on time, oh my soul is on the line,

♠♣♥♦♠♣♥♦♠♥♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♦♠♣♥♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♣♥♦♠♦♠♣♥♦♠♣

یه قطار اسپانیایی وجود داره که بین کودال کیویر و سویل در حرکته، در نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسد. و مردم می شنوند که اون هنوز در حرکته.

و اونا با عجله بچه هاشون رو به رختخواب میفرستن، درها رو قفل می کنن، همونطور که از پله ها به پایین می خزن، چون گفتن که این قطار از 10 ها هزار جسد پر شده…

خوب یه ریل بان روی تختش افتاده بود و در حال مرگ بود و همکارانش بالای سرش بودند، خوانوادش همینطور گریه می کردند. زانو زده بودن و قبل از مرگش براش دعا می کردند.

ولی درست بالاسر تختش درست قبل از مرگش، شیطان با برقی در چشمانش بالای سرش ایستاده بود.

و شیطان گفت:
خوبه!! خدا این دورو برا نیست که ببینه چی به چنگ آوردم. این یکی هم مال منه

و بلافاصله خود مسیح در یک چشم به هم زدن ظاهر شد. و بر شیطان اخمی کرد، دور شو ای ملعون. و شیطان اخمی کرد و گفت مگه گناهی کردم. دلیلی برای دور کردنم از اینجا وجود ندارد. من اول اون رو پیدا کردم. تو هم نمی تونی کاری کنی

اون با من به عمق زمین خواهد اومد. شیطان با لبخند گفت: ولی فکر کنم بتونم یه شانس دیگه بهت بدم، پس اون جسد بی مصرف رو بندازش، اون در شأن تو نیست.

جوکر یه اسمه، پوکر یه بازیه… ما رو همین تخت با هم بازی خواهیم کرد، و روی این جسد و جسد های بیشتری شرط بندی خواهیم کرد.

و من گفتم: مراقب باش یا مسیح، اون داره برنده میشه

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا میرسه، اون قطار باز به موقع رسید اینجا، و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن.

آه یا مسیح اون داره برنده میشه، خوب ریل بان شروع به پخش کردن کارتها کرد. و به هرکدومشون 5 تا کارت داد. و ریل بان داشت از ته دل برای برنده شدن مسیح دعا می کرد. خوب شیطان 3 تا تک داشت و یه شاه

و مسیح در حال ردیف کردن کارتها بود. مسیح بی بی و یه سرباز و یه 9 و یه خال پیک داشت

تنها چیزی که لازم داشت فقط یه 8 بود. مسیح خواست که دوباره کارت بریزن، ولی اون یه 8 خشت انداخت، و شیطان به پسر خدا گفت، خوبه، حرکت خوبی بود.

حالا نوبت منه، حالا وقتشه؛ تا ببینی که کی پادشاه اینجا میشه، ولی همینطور که داشت حرف میزد، از زیر کتش، یه تک دیگه انداخت وسط، و ده هزار روح به داخل قطار خواهنده شدند.

بهزیشون سریع به 59 رسید، ولی مسیح ندید که شیطان چکار کرد. و گفت: کلی حال دادی، تورو به 105 می رسونم.

و برای همیشه به گناهات خاتمه میدم. ولی شیطان کارتش رو انداخت و نیرومند فریاد زد: دست من برنده شد.

و من گفتم یا مسیح، تو گذاشتی اون برنده بشه، خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا میرسه

اون قطار باز به موقع رسید اینجا، و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن… آه مسیح نذار برنده بشه. خوب اون قطار اسپانیایی هنوز داره بین کوادل کیویر و سویل حرکت می کنه، و در نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسه. و مردم با ترس و هراس میفهمن که اون هنوز در حرکته…

و اون دور دورا، یه گوشه ای، مسیح و شیطان در حال بازی شطرنج هستن… و هنوز شیطان در حال جرزنیه و روح های بیشتری به چنگ میاره و …. مسیح، خوب، داره نهایت سعیش رو میکنه، و من گفتم: یا مسیح، آه ای مسیح، تو باید برنده بشی

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه، اون قطار باز به موقع رسید، آه روح من هم تو صف ایستاده،…. آه مسیح، تو…. باید …. برنده …. بشی.

 

بهترین راه بهبود مهارت شنیداری زبان چیست؟

بهترین راه بهبود مهارت شنیداری زبان چیست؟

بهترین راه بهبود مهارت شنیداری زبان چیست؟

اگر مهارت شنیداری و جنبه ی شفاهی زبان را جزو اولین مهارت هایی بدانیم که فرد از کودکی و به هنگام یادگیری زبان مادری با آن مواجه می شود، پس در یادگیری زبان دوم و زبان خارجی نیز این جنبه اهمیت زیادی دارد و نباید از آن غافل شد، گرچه در کتاب های یادگیری زبان و متدهای آموزشی آن میزان که به مهارت خوانشی توجه میشود به مهارت شنیداری و شفاهی توجه نمی شود.

حال می خواهیم بدانیم فرآیند درک مطلب شفاهی یا مهارت شنیداری زبان از چه مراحلی تشکیل شده است.

چه چیزی را باید فهمید؟

درک مطلب شفاهی بر دو پایه استوار است، اول اینکه از ساختار و شکل به سمت معنی برویم،یعنی از شکل نوشتاری متن که در ذهنمان نقش می بندد به معنی و مفهوم برسیم. دوم اینکه از معنی و مفهوم به سمت ساختار و شکل راهنمایی شویم،بدین صورت که ابتدا مفهوم و منظور کلی متن را متوجه شویم و سپس به دنبال شکل نوشتاری آن در ذهنمان باشیم که زبان شناسان و متخصصین آموزش روش دوم را ترجیح میدهند زیرا مهارت شنیداری یه مهارت لحظه ای است نه خطی و استنتاجی.

این روش از چهار مرحله تشکیل می شود:

  1. درک و استنباط
  2. تقسیم متن به تکه های قابل فهم در ذهن
  3. تفسیر و تعبیر از آنچه فهمیده شده
  4. پردازش کلی اطلاعات ورودی

از چه راهکارهایی میتوان استفاده کرد؟

محققان زبان شناسی معتقدند که برای هر سطح زبانی آ1 آ2 ب1 و ب2 راهکارها و شیوه های خاص خود وجود دارد. برای مثال در سطوح اولیه و ابتدایی یادگیری زبان یعنی آ1 و در مراحلی از آ2 باید کلمات متمایز و مشخص ادا شوند و از کلماتی که ایهام آوایی یا ایهام معنایی دارند پرهیز شود تا شخص نسبت خوبی از متن شنیده شده را متوجه شود و دلسردی در آموزش در بدو راه ایجاد نشود. برای سطوح بالاتر مطابق با دانش زبانی و به دلیل آشنایی شخص با متون پیجیده تر میتوان از کلمات بیشتر جملات طولانی تر استفاده نمود.

اما در حالت کلی برای همه ی سطوح زبانی یک شنیدار موفق بر این اصول استوار است:

  1. برای شروع عبارات کوتاه با کلماتی ساده و نسبتا قابل فهم گوش کنید به مرور زمان میزان دشواری کلمات را تغیر دهید.
  2. تمرین شنیداری را به صورت منظم انجام دهید به همان میزان که به نوشتار و تمرین خوانشی می پردازید، مهارت شنیداری خود را نیز افزایش دهید.
  3. به هنگام شنیدن متنی که تعداد زیادی از کلمات آن را نمی دانید سعی کنید محتوای کلی متن را حدس بزنید، روی کلماتی که نمی دانید توقف نکنید زیرا این کار شما را از فهم ادامه ی متن باز می دارد.
  4. سعی کنید از آنچه که شنیده اید و یاد گرفته اید در مکالمات  و نوشتار خود استفاده کنید زیرا در آینده این ساختارها در مغز شما جای خواهند گرفت و دیگر به راحتی فراموش نمی شوند.
  5. سعی کنید متون کوتاهی که می خوانید را حفظ کنید و از بر بخوانید زیرا حفظ کردن ساختارها و جملات شما را در ساختن همان ساختارها و جملات حتی با واژگان متفاوت در آینده ی زبانیتان یاری خواهد کرد، همچنین به هنگام تمرین شنیداری، این عبارات راحتتر برایتان قابل فهم می شود.

در نهایت می توان گفت که تمام راهکارها و تئوری های بیان شده تا زمانی که عملا مورد استفاده قرار نگیرند در حد تئوری خواهند ماند و موثر نخواهند بود چرا که باید مناسب با هر شخص، هر سطح و هر موقعیت راهکاری موثر ارائه داد و یک نسخه ی واحد جوابگوی همه ی نیازها و باید و نباید های مهارت شنیداری نیست.